صفحه اصلی آرشیو مطالب مهارت مدیریت هیجان چیست و چرا به آن نیاز داریم

مهارت مدیریت هیجان چیست و چرا به آن نیاز داریم

0 خواندن ثانیه
۰
2
486
مهارت مدیریت هیجان چیست؟

مهارت مدیریت هیجان چیست؟

هیجانات همان احساسات یکباره ای هستند که در برابر اتفاقات و موضوعات پیرامون بروز می کنند. وقتی از چیزی ترس دارید، وقتی نسبت به یک نفر علاقه پیدا می کنید، وقتی عصبانی و خشمگین هستید، از دیدن کسی ذوق زده می شوید و … . همه این حالت ها همان هیجاناتی است که در برابر اتفاقات رخ می دهد. اما با آنها چطور رفتار می کنید؟ آیا هیجانات و احساسات خود را نشان می دهید و یا پنهان می کنید؟ مثلا وقتی از دیدن یکی از دوستان قدیمی خود بشدت خوشحال هستید، آیا قادر هستید این خوشحالی را طوری نشان دهید که دوستتان متوجه احساس شما شود؟

وقتی از چیزی بشدت عصبانی هستید، عصبانیت و خشم خود را کنترل می کنید و یا آن را با شکستن اشیا، فریاد زدن، دعوا کردن، مشت زدن به دیوار و یا گریه کردن نشان می دهید؟ از آنجا که هیجان به یکباره رخ می دهد، کنترل و مدیریت آن کمی دشوار می شود. مهارت مدیریت هیجان یک توانایی برای کنترل احساسات ناخوشایند است. برای مثال کسی که می تواند در زمان عصبانیت خشم خودش را نگه دارد و آرامشش را حفظ کند، مهارت مدیریت هیجان دارد.

هیجان با سه تغییر فیزیولوژی، احساسی و رفتاری همراه است. به عنوان مثال در زمان عصبانیت از نظر احساسی تمام وجودتان را خشم و ناراحتی در بر می گیرد. از نظر فیزیولوژی چهره برافروخته و سرخ می شود. ضربان قلب بالا می رود و ابروها در هم می رود. در عین حال با رفتارهایی از قبیل پرتاپ کردن یا شکستن وسایل و یا فریاد زدن سعی می کنید هیجان خود را نشان دهید.

چرا به مهارت مدیریت هیجان نیاز داریم؟

چرا به مهارت مدیریت هیجان نیاز داریم؟

هیجانات به دو دسته خوشایند (خوشحالی) و ناخوشایند (عصبانیت) تقسیم می شوند. البته دسته سومی هم وجود دارد که وجود آنها لازمه پیشرفت و زندگی است. اما نداشتن مهارت مدیریت این نوع هیجانات تبعات بدی را به دنبال دارد. برای هیجانات خوشایند مهارت مدیریت هیجان خیلی ضرورت ندارد. یعنی نمی توانیم به طور قطعی بگوییم وقتی در حال خوشحالی و شادی هستید، از میزان آن بکاهید. اما در برخی مواقع به مهارت مدیریت هیجان خوشایند هم نیاز است.

به عنوان مثال دوست شما از یک اتفاق ناگوار بشدت ناراحت است. در حالی که برای شما یک اتفاق خوب رخ داده است و از بابت آن خوشحالید. در اینجا به مهارت مدیریت هیجان نیاز دارید تا با دوستتان همدردی کنید. زیرا نشان دادن خوشحالی ممکن است غم و اندوه او را بیشتر کند. اما ضربه مهلکی را به او یا شما وارد نمی کند.

در اینجا منظور از مهارت مدیریت هیجان کنترل هیجانات ناخوشایند و هیجاناتی است که بودنشان برای پیشرفت لازم است. زیرا اگر هیجانات ناخوشایند مدیریت نشوند، تبعات سوئی را به دنبال دارند. مثلا در جاده در حال رانندگی هستید که خودروی کنار با شما برخورد می کند و باعث آسیب با خودرو می شود. شما از این موضوع بشدت عصبانی هستید و راننده متخلف هم از این موضوع به اندازه کافی شرمنده و پشیمان است. شما می توانید در مقابل او دو نوع رفتار از خودتان نشان دهید:

در حالت اول: بشدت عصبانی هستید و سعی می کنید با غرولند کردن و فریاد زدن راننده متخلف را متوجه اشتباهش کنید. او هم خودش بشدت ناراحت و گیج شده است، با دیدن عصبانیت شما بیشتر بهم می ریزد. حالا به جای عذرخواهی و پرداخت هزینه خسارت ها، سعی می کند شما را مقصر جلوه دهد. در این حادثه عصبانیت شما به یکباره بروز کرده و شما هم قادر به کنترل آن نبودید. راننده متخلف هم با غرولندهای شما عصبانی می شود و به دنبال راهی برای فرار از این فشارهای روحی است. هر دو عصبانی و خشمگین هستید و نمی توانید تصمیم درستی اتخاذ کنید. در اینجا با پلیس راهنمایی و راننده تماس می گیرد تا پلیس مقصر را مشخص کند. مدت زمان زیادی را منتظر پلیس می مانید، وقتتان هدر می رود و از کارهای مهم جا می مانید. این بخشی پیامدهای یک عصبانیت ساده است.

در حالت دوم: به خودروی شما آسیب وارد شده که خیلی ناراحت کننده است. اما با مهارت مدیریت هیجان عصبانیت خود را مخفی می کنید و با روی باز و گشاده از راننده متخلف می خواهید با برآورد صدمه ای که با خودرو وارد کرده، خسارت را پرداخت کند و یا خودرو را به تعمیرگاه برده و آن را برایتان تعمیر کند. راننده متخلف که به شدت ناراحت و پریشان است، از این روی گشاده استقبال کرده و خیلی محترمانه اطاعت امر می کند. در مدت کوتاهی و بدون دخالت پلیس و رویه اداری، خودرو تعمیر می شود و به کارهای دیگرتان رسیدگی می کنید.

در این مثال ها به خوبی می توان فهمید کسانی که از مهارت مدیریت هیجان بالایی برخوردارند، آرامش روحی و روانی بیشتری هم دارند.

پیامدهای نداشتن مهارت مدیریت هیجان

یکی از مهم ترین هیجانات ما خشم و عصبانیت است که ناتوانی در مدیریت و کنترل آن می تواند پیامدهای بدی را به دنبال داشته باشد. از جمله این پیامدها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

از دست دادن دوستان و اطرافیان

خشم و عصبانیت یک احساس ناخوشایند است که اگر کنترل نشود، می تواند باعث رنجاندن دیگران شود. وقتی بشدت عصبانی می شوید، در حالی که قدرت و مهارت مدیریت هیجان خشم را ندارید، ممکن است حرف های بزنید که بعد از عصبانیت از گفتنشان پشیمان شوید. اما آن حرف ها دل یک نفر را می شکند و با معذرت خواهی هم دلخوری و کدورت آن از بین نمی رود. پس باید در زمان عصبانیت به گفتار و رفتارتان مسلط باشید و مهارت مدیریت هیجان خشم خود را بهبود ببخشید.

خشم و عصبانیت مکان های عمومی تبعات وخیمی را در پی دارد

اگر در مکان های عمومی مثلا مترو، بیمارستان، بانک و … عصبانی شوید و نتوانید خشم خود را کنترل کنید، هر آن ممکن است کسی باشد که او هم از شما عصبانی تر و خشمگین تر باشد. شما در مکان های عمومی با کسانی روبرو هستید که هیچ شناختی نسبت به آنها ندارید و نمی دانید واکنش آنها نسبت به خشم و عصبانیت شما چیست. در بهترین حالت ممکن است خوش شانس باشید و افراد صبوری در اطرافتان باشند که شما را آرام کنند. اما همیشه شرایط بر وفق مراد نیست و ممکن است یک فرد بشدت پرخاشگر و بی ادب در مقابلتان بایستد. روبرو شدن با چنین افرادی صدمات بدی را به شما وارد می کند. پس بهتر است تا حد امکان در مکان های عمومی خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید و مهارت مدیریت هیجان خشم را بیاموزید.

پیامدهای نداشتن مهارت مدیریت هیجان

اعتبار و پرستیژ ما خدشه دار می شود

یکی از ویژگی های افراد باکلاس و جنتلمن، داشتن آرامش و حوصله در آداب و معاشرت با دیگران است. برای اثبات این حرف به رفتار مودبانه یکی از همشهریان خود را در خیابان یا پارک بررسی کنید. وقتی کسی با شما یا دیگران مودبانه رفتار می کند، شما را تحت تاثیر قرار می دهد. بدون اینکه از او شناختی داشته باشید، با خود می گویید قطعا در خانواده بافرهنگی بزرگ شده است که اینطور باشخصیت رفتار می کند.

ما در طی روز ممکن است با افراد زیادی در ارتباط باشیم که بخشی از آنها نسبت به اصالت، خانواده، فرهنگ و شخصیت ما به طور کامل شناخت داشته باشند. وقتی ما عصبانیت و خشم خود را در قالب کلمات رکیک و یا جملات توهین آمیز بروز می دهیم، دیگران نظرشان نسبت به همه چیز ما به شکل ناخوشایندی تغییر می کند. حتی این تصویر تا مدت ها در ذهن آنها باقی می مانند. زیرا بسیاری معتقدند انسان ها شخصیت واقعی خود را در زمان عصبانیت نشان می دهد. اگر می خواهید کسی را بشناسید، باید به حرف ها و رفتار او در زمان عصبانیت نگاه کنید.

در آخر

هیجان اعم از شادی، خوشحالی، دوست داشتن و عشق و یا خشم و عصبانیت در وجود ما نهفته است. اگر قادر به کنترل آنها نباشیم ممکن است مسیر زندگی مان را تغییر دهند. درست مثل عاشقی که بدون در نظر گرفتن تناسب ها کسی را انتخاب می کند و بدون هیچ منطقی به او عشق می ورزد. در حالی که بعدها به دلیل انتخاب اشتباهش صدمات زیادی را متحمل می شود. در واقع این عشق نیست که به او آسیب می رساند، بلکه این ناتوانی در کنترل هیجانات است.

مهارت مدیریت هیجان به ما می آموزد که هیجان‌ها را مدیریت و کنترل کنیم. در عین حال قادر به شناخت احساسات و هیجانات دیگران باشیم. در زمان بروز هیجانات دیگران واکنش های تند و تیز از خود نشان ندهیم. زندگی را به کام خود و دیگران تلخ نکنیم و از زندگی نهایت لذت را ببریم.

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط seo
بارگذاری در آرشیو مطالب

ما عاشق خواندن نظرات شما هستیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

خطای شناختی خطای کوری ناخواسته

یک خطای شناختی رایج در بین ما زمانی اتفاق می‌افتد که به درستی از مغز استفاده نمی‌شود. یا ز…