مقالهموفقیت در روابطوبلاگ

چگونه شکست عشقی سرآغازی برای پیروزی شما می‌شود؟

اشتراک گذاری این مطالب در:

چهارسال پیش یکی از بهترین دوستان من به طرز فجیعی شکست عشقی خورده بود. خودش را در خانه حبس کرده بود و فقط گریه می‌کرد. به او تلفن می‌کردم، از او می‌خواستم که بیاید برویم هوا بخوریم و آنطور زندگی‌اش را ویران نکند، تنها پاسخ او صدای گریه‌اش بود.
اما یک روانشناس مسیر زندگی او را کاملا تغییر داد. به تدریج توانست کنار آمدن با شکست عشقی را بیاموزد و کم کم باز به مسیر زندگی‌اش بازگشت. خودش را شناخت و مهم‌ترین توانمندی‌اش یعنی “نقاشی کردن را”. حالا چهار سال از آن روزها می‌گذرد. چند روز پیش به افتتاحیه نمایشگاه نقاشی او دعوت شده بودم. همانطور که در گالری او قدم می‌زدم، در میان آن حجم از شلوغی گالری به این ۴ سال فکر کردم و آن شکست عشقی که باعث پیشرفت و موفقیت دوستم شده بود. من تمام این ۴ سال کنار او بودم و تمام این مسیر موفقیت آمیز را شاهد بودم. شاهد بودم که چطور یک شکست می‌تواند به پلی برای موفقیت تبدیل شود. حاصل تمام آن تجربیات مقالۀ زیر است.

 

همۀ چیزی که پس از ۷ سال دوستی نصیبم شده است، آه و گریۀ شبانه و روزانه است. وقتی مرا ترک کرده بود، خودم را میان انبوه سوالات بیپاسخ و آه و ناله پیدا کردم. خورشید میرفت و میآمد اما در اتاق من تمام لحظات ابری بود

چهارسال پیش یکی از بهترین دوستان من به طرز فجیعی شکست عشقی خورده بود. خودش را در خانه حبس کرده بود و فقط گریه می‌کرد. به او تلفن می‌کردم، از او می‌خواستم که بیاید برویم هوا بخوریم و آنطور زندگی‌اش را ویران نکند، تنها پاسخ او صدای گریه‌اش بود.

اما یک روانشناس مسیر زندگی او را کاملا تغییر داد. به تدریج توانست کنار آمدن با شکست عشقی را بیاموزد و کم کم باز به مسیر زندگی‌اش بازگشت. خودش را شناخت و مهم‌ترین توانمندی‌اش یعنی “نقاشی کردن را”.  حالا چهار سال از آن روزها می‌گذرد. چند روز پیش به افتتاحیه نمایشگاه نقاشی او دعوت شده بودم. همانطور که در گالری او قدم می‌زدم،  در میان آن حجم از شلوغی گالری به این ۴ سال فکر کردم و آن شکست عشقی که باعث پیشرفت و موفقیت دوستم شده بود. من تمام این ۴ سال کنار او بودم و تمام این مسیر موفقیت آمیز را شاهد بودم. شاهد بودم که چطور یک شکست می‌تواند به پلی برای موفقیت تبدیل شود. حاصل تمام آن تجربیات مقالۀ زیر است.

چگونه شکست عشقی سرآغازی برای پیروزی شما می‌شود؟

ژستی به نام غم، بغض همیشگی

همه‌ی ما شکست عشقی یا حس‌هایی شبیه به آن را در زندگی‌مان تجربه کرده‌ایم. تجربه‌ی تلخ از دست دادن کسی که دوستش داریم و زندگی‌ای که پس از آن به ویرانه تبدیل می‌شود، افکار مغشوش و مشوشی که پس از جدایی به ذهنمان می‌آیند. “همون بهتر که رفت، از اولشم لیاقت منو نداشت!” یا “به نظرت برمیگرده؟” یا “نکنه پای کس دیگهای وسط باشه؟” و انواع اقسام فکرهایی که تمام شب‌ها را به جهنمی تحمل‌ناپذیر تبدیل خواهند کرد.

شکست عشقی چیزی است که در زندگی همه ممکن است پیش بیاید. باید بدانیم که کنارآمدن با شکست عشقی آنقدرها هم سخت و غیرممکن نیست و مانند تمام سختی‌های زندگی راه‌حل دارد. باید تمام تلاش خود را بکنیم تا هرچه سریع‌تر به زندگی عادی‌مان بازگردیم و دوره‌ی ناراحتی را بگذرانیم. اما چگونه این دوران تلخ را سپری کنیم و چگونه می‌توانیم از این دوران به عنوان پلی برای پیشرفت استفاده کنیم؟

زمان شکست عشقی خواهشا از هرکسی کمک نگیرید

شکست عشقی نوعی تنهایی مقطعی را برای شما به همراه می‌آورد. این تنهایی و غم و اندوهی که تمام جان شما را فراگرفته باعث می‌شود که شما با آدم‌های زیادی از اطرافیان خود صحبت ‌کنید، مشورت ‌بگیرید و سعی کنید طبق حرف‌های آنها عمل کنید.

معمولا اطرافیان برای دلداری و تسکین شما راه‌های مختلفی را به ما پیشنهاد می‌دهند. اما توجه کنید که شما در دوره‌ای از زندگیتان هستید که آسیبپذیر هستید و بیشتر از هر زمان دیگری تحت تاثیر حرف‌های دیگران قرار می‌گیرید. حرف‌های پراکنده و گاها بی اساس دیگران باعث به‌هم‌ریختگی بیشتر ذهن شما می‌شوند و کمکی هم به شما نمی‌کنند. بهترین کاری که در این زمان می‌توانید انجام دهید، مراجعه به یک روانشناس خوب، شرکت در دوره‌های انرژی بخش یا خواندن مطالب و کتاب‌های روان شناسی مفید است. مطمئن باشید که یک روان‌شناس از تمام اطرافیان شما تجربۀ بیشتری دارد و بیشترین کمک را به شما خواهد کرد.

بزرگترین شانس دوست من در دوران شکست عشقی آشنا شدن با آن روانشناس بود.

ناراحتی خود را انکار نکنید، آن را بشناسید و به خود کمک کنید

آخه اون که ارزششو نداشت که اینقدر خودتو ناراحت میکنی! اصلا فرض کن از اول نبوده، سرخودتو گرم کن که کلا فراموش کنی ناراحتیتو و بسیاری از حرف‌هایی از این دست که حتما شما هم در زمان درد شکست عشقی شنیده‌اید. اما تلاش زیاد برای انکار یا فراموشی راه کنار آمدن با شکست عشقی نیست.

شما نمی‌توانید آسیبی که به شما وارد شده است را انکار یا فراموش کنید. در حقیقت هیچ‌کدام آسیب‌هایی که به ما وارد می‌شوند قابل فراموش شدن نیستند. یکی از اشتباهات اولیه دوست من (پیش از مراجعه به روانشناس) در دوران شکست عشقی‌اش تلاش بیش از حد در انکار ناراحتی‌اش بود. همین باعث می‌شد که ناراحتی بیشتر و شدیدتر خودش را نشان دهد. نادیده گرفتن تنها تاثیر ناراحتی شما را در طولانی‌مدت شدیدتر می‌کند.

سعی کنید شکست عشقی و ناراحتی‌تان را به رسمیت بشناسید و به آن فکر کنید. سعی نکنید آن را پنهان کنید. این واقعیت را بپذیرید که رابطه‌ی مورد علاقه‌ی شما تمام شده است و شما بابت آن ناراحت هستید. از خودتان بپرسید این رابطه چه نیازی از شما را ارضا می‌کرده که از نبودش مشوش شده‌اید؟ و در ادامه از خود بپرسید برای تسکین خودم چه کارهایی می‌توانم انجام دهم؟ روزانه به تمام اینها فکر کنید و آنها را بنویسید. یواش یواش در مسیر غم و اندوه خود به شناخت بهتری از خود می‌رسید، چیزهایی از خودتان کشف می‌کنید که تا به حال ندیده بودید. درست است که عشق شما رفته است، اما همین داستان باعث می‌شود شما از زندگی درس‌های زیادی بگیرید. به خودتان اجازه دهید که در جریان این غم بزرگ شوید و فعالانه یاد بگیرید، نه اینکه منفعلانه ماتم بگیرید و مثل یک کودک فقط گریه و زاری کنید.

دست به کار شوید و شکست عشقی را به حاشیه برانید

هنگامی که در رابطه هستید، بخش زیادی از انرژی شما صرف رابطه و دوست داشتن می‌شود. اما حالا آن رابطه تمام شده است. دست روی دست گذاشتن و نشستن و غصه خوردن دردی را دوا می‌کند؟

مسلما نه! شما میزانی از انرژی را درونتان دارید. از این انرژی نمی‌توانید فرار کنید. پیش از این انرژی شما صرف رابطه‌تان می‌شد. اما حالا چه؟ اگر خودتان برای خودتان کاری نکنید، غم و غصه خدمت شما می‌رسد و تمام انرژی شما را از آن خود می‌کند. بیکار بودن در دوران شکست عشقی باعث تشدید ناراحتی و متمرکز شدن همه‌ی انرژی شما روی رابطه‌ی از دست رفته می‌شود. فرصت را غنیمت بشمارید و یک فعالیت هیجان انگیز را شروع کنید، یا اصلا می‌توانید فعالیتی که مدت‌ها می‌خواستید انجام دهید و وقت نشده را شروع کنید. مثلا یک کلاس ورزش ثبت نام کنید، یا یک زبان جدید یاد بگیرید، نقاشی کنید و هرکار دیگری. فقط بیکار نمانید.

برای شکست دادن شکست عشقی یک رابطه جدید را شروع نکنید

بعد از تمام شدن رابطه احساس کمبود وخلا شما موجب می‌شود به این فکر کنید که شاید شروع یک رابطه‌ی جدید بتواند مشکل را حل کند. کنار آمدن با شکست عشقی به این روش کاملا اشتباه است. این راه اشتباه ممکن است در کوتاه مدت به شما کمک کند، اما در دراز مدت تاثیر خوبی بر رابطه‌ی شما نخواهد داشت. زیرا:

  • در دوران شکست عشقی شما در حالت روحی سالمی برای یک انتخاب درست قرار ندارید. ممکن است به دنبال کسی باشید که بسیار شبیه عشق از دست رفتتان باشد یا برعکس کاملا متفاوت با او. در این دوران شما بیش از آنکه از عقل خود فرمان بگیرید، از احساساتتان فرمان می‌گیرید، آنهم احساسات شکست خورده. بنابرین بدیهی است که نمی‌توانید یک انتخاب سالم و درست داشته باشید و نه تنها مشکل خود را حل نکرده‌اید بلکه بدتر کار را خراب کرده‌اید. به اصطلاح خود را از چاله به چاه پرتاب کرده‌اید.
  • در هیچ رابطه‌ای تنها یک طرف مقصر نیست. قطعا شما هم ایرادات و اشکالاتی داشته‌اید و حالا که رابطه‌تان تمام شده است، بهترین فرصت است که نقاط ضعف و ایرادات خود را شناسایی کنید، در غیراین صورت شما تمام ضعف‌ها و ایرادات خود را به رابطه جدیدتان منتقل می‌کنید. مطمئن باشید با این اوصاف رابطۀ جدید شما هم دیر یا زود به مشکل برمی‌خورد. در حقیقت شما هنوز آماده نیستید که یک رابطه بر اساس منطق شروع کنید. متخصصان می‌گویند بسته به فرد بین سه تا شش ماه بین دو رابطه باید فاصله باشد.

شکست عشقی را به پل موفقیت گره بزنید: خودشناسی

الان بهترین موقعیت است که کمی به خودتان فکر کنید. شما که هستید؟ در این جهان چه کاره‌اید؟ هدف شما در زندگی چیست؟

به تمام این سوالات فکر کنید و سعی کنید جواب‌های مناسبی برای آنها پیدا کنید. این شکست را به یک فرصت منحصربه فرد در زندگی خود تبدیل کنید. حالا که فرصت دارید بهترین وقت که کمی به خودتان بپردازید. در طول رابطه یک هویت دونفره بین دوطرف ایجاد می‌شود که بعد از تمام شدن رابطه این خلا حس می‌شود. اگر نمی‌دانید که فرآیند خودشناسی را چگونه برای خودتان آغاز کنید، می‌توانید به مقالۀ خودشناسی در وبسایت ما مراجعه کنید.

حرف آخر

شکست عشقی شتری است که ممکن است در خانۀ هرکس بخوابد. این شمایید که روش کنار آمدن با شکست عشقی را انتخاب می‌کنید. می‌توانید ویرانگر باشید، همه چیز را به هم بریزید، مدام گریه کنید و غر بزنید و از زمین و زمان شاکی باشید، یا می‌توانید سازنده باشید، منطقی فکر کنید، ایرادات خود را شناسایی کنید، توانمندی‌های خود را بشناسید و به دنبال شکوفا کردن آن در زندگی باشید و در عین حال غم و غصه خود را هم به رسمیت بشناسید و اجازه دهید دوران سوگ شما سپری شود.

اما سازنده باشید.

 

برچسب‌ها: , , , ,
مقالات پیشنهاد شده

ما عاشق خواندن نظرات شما هستیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست