صفحه اصلی آرشیو مطالب سه مهارت حیاتی در زندگی که کسی به شما یاد نمی دهد

سه مهارت حیاتی در زندگی که کسی به شما یاد نمی دهد

4 خواندن ثانیه
۰
2
1,314
مهارت های زندگی کردن

ما به مدرسه می رویم، فارغ التحصیل می شویم، به دانشگاه می رویم، مدرک می گیریم، مشغول به کار می شویم، ازدواج می کنیم، خانواده تشکیل می دهیم… بدون اینکه در تمام این سال ها کسی به ما راه درست زندگی کردن را یاد بدهد. زندگی کردن یک هنر است. فعالیتی است که مستلزم داشتن مهارت است. اگر مهارت زندگی کردن را نداشته باشیم نمی توانیم درست زندگی کنیم و در برابر مشکلات خودمان را می بازیم. اتفاقی که همین حالا برای شما و یا هر کس دیگری در حال رخ دادن است. ما دائما شکست می خوریم، آسیب می بینیم و اشتباهات مشابهی را چندین و چندبار تکرار می کنیم. همه ی این ها به این خاطر است که ما مهارت های اصلی برای زندگی کردن را یاد نگرفته ایم.

مهارت های زیادی وجود دارد که برای بهتر زندگی کردن می توانیم یاد بگیریم. اما در این میان سه مهارت مهم وجود دارد که کمتر کسی درباره ی آن ها با شما صحبت می کند. مهارت هایی که یاد گرفتنشان می تواند تغییری اساسی در شیوه ی زندگی کردن تان ایجاد کند.

اشتراک ویژه خودساخته

 


این محتوا برای اعضای ویژه سایت می باشد. برای دیدن نسخه کامل از طریق فرم زیر اشتراک ویژه تهیه کنید. یا درصورتی که از اعضای ویژه هستید وارد شوید.

عضویت ویژهورود

اشتراک یک ماهه
اشتراک ۳ ماهه
اشتراک ۶ ماهه
اشتراک یک ساله
اشتراک یک ماهه
اشتراک ۳ ماهه
اشتراک ۶ ماهه
اشتراک یک ساله
هزینه قابل پرداخت
هزینه قابل پرداخت
۱۸,۰۰۰ تومان
بدون تخفیف
۵۴,۰۰۰ تومان
۴۲,۰۰۰ تومان
۱۰۸,۰۰۰ تومان
۷۲,۰۰۰ تومان
۲۱۶,۰۰۰ تومان
۱۱۶,۰۰۰ تومان
دسترسی به مقالات آموزشی ویژه(هر هفته ۳ مقاله)
دسترسی به مقالات آموزشی ویژه(هر هفته ۳ مقاله)
پک ۳۰۰ عددی والپیپرهای موبایل با جملات انگیزشی و کیفیت HD
پک ۳۰۰ عددی والپیپرهای موبایل با جملات انگیزشی و کیفیت HD
کتاب های ویژه خودساخته
کتاب های ویژه خودساخته
دسترسی به کتاب و پادکست های ویژه
دسترسی به کتاب و پادکست های ویژه
۲۵% تخفیف دائمی برای محصولات دانلودی فروشگاه
۲۵% تخفیف دائمی برای محصولات دانلودی فروشگاه


ورود


سه مهارت مورد نیاز زندگی کردن

زندگی کردن با زنده بودن تفاوت زیادی دارد. برای زندگی کردن باید هنر آن را آموخت. برای درست زندگی کردن باید راه و روش آن را یاد گرفت. بیشتر مشکلات روحی، روانی، استرس و افسردگی، ناشی از بی اطلاعی ما در رابطه با قوانین حاکم بر دنیا است. همانطور که شما نمی توانید بدون داشتن مهارت های مناسب شنا کردن، این ورزش را دنبال کنید، نمی توانید بدون داشتن مهارت های اساسی زندگی، آن را درست پیش ببرید. اما مهم ترین مهارت های زندگی چه چیزهایی هستند؟

۱- اتفاقات را به خودتان نگیرید

یکی از عوارض جانبی آگاهی مغز ما، این است که فکر می کنیم هر چیزی که در زندگی تجربه می کنیم به نحوی شامل خودمان می شود. ترافیک شما را خسته می کند. آلودگی شما را مریض می کند. اخبار شما را عصبانی و یا غمگین می کند. سود بالای شرکت درآمد شما را افزایش می دهد. ما به طور ناخودآگاه فکر می کنیم هر اتفاقی که در دنیای اطرافمان رخ می دهد به نحوی به ما مربوط است.

اما حقیقت این است که تنها به این دلیل که شما چیزی را تجربه می کنید، چیزی احساسات تان را بر می انگیزد و یا تنها به این دلیل که به چیزی اهمیت می دهید، به این معنی نیست که آن چیز درباره ی شما است. به یاد داشتن این موضوع سخت است. نه تنها به این خاطر که ما تحت تاثیر ذهنمان قرار داریم، بلکه به این خاطر که ما از ربط دادن اتفاقات به خودمان احساس خوبی می گیریم. احساس مهم بودن می کنیم.

حس خوبی است که فکر کنیم اتفاقات خوب زندگی به خاطر خوب بودن ما می افتند. اما نتیجه ی چنین تفکری این است که باید در مقابل بپذیریم که اتفاقات بد نیز به خاطر ما رخ می دهند. در نتیجه ما عزت نفسمان را مثل یک ترن هوایی بالا و پایین می کنیم که با هر اتفاق خوبی به سمت بالا می رود و با هر اتفاق ناخوشایندی محکم به پایین سقوط می کند.

وقتی همه چیز بر وفق مراد است، شما هدیه ی خداوند به زمین هستید که لیاقت بهترین ها را دارد و وقتی همه چیز بد پیش می رود شما قربانی شرایط ظالمانه ای هستید و لیاقتتان بیشتر از این ها است! این حس دائم لیاقت داشتن است که باعث می شود احساسات تان دائما در نوسان باشند و در نتیجه موجب می شود تا به یک دریافت کننده ی صرف تبدیل بشوید. شما عشق، محبت و اهمیت اطرافیانتان را حق خودتان می دانید بدون اینکه در ازای آن چیزی به آن ها بدهید.

زمانی که مردم شما را قضاوت یا رد می کنند، در واقع بیشتر تحت تاثیر خودشان هستند. آن ها بر اساس ارزش ها، اولویت ها و وضعیت زندگی شان در مورد شما نظر می دهند و این موضوع ممکن است هیچ ربطی به شخصیت واقعی شما نداشته باشد. حقیقت این است که دیگران به اندازه ای که شما فکر می کنید به شما اهمیت نمی دهند. به هر حالآان ها هم درگیر این هستند که باور کنند تمام اتفاقات به خاطر آن ها رخ می دهد!

زمانی که کارتان با شکست مواجه می شود به این معنی نیست که شما به انسان یک انسان، فردی بازنده هستید، بلکه به این معنی است که شما انسانی هستید که گاهی ممکن است دچار شکست بشود. هر بار که با سختی ای مواجه شدید به خودتان یادآوری کنید که این اتفاق به خاطر شما نیست، این تنها بخشی از زندگی کردن است.

۲- متقاعد شوید و ذهنتان را تغییر بدهید

اغلب اوقات، وقتی باور های ما به چالش کشیده می شوند، جوری به آن ها می چسبیم که انگار جلیقه ی نجاتمان در یک کشتی در حال غرق شدن هستند!

مشکل اینجاست که اغلب باورهای ما همان کشتی در حال غرق شدن هستند. بیشتر اوقات، برای اغلب ما، باورهایمان تنها نظریاتی که می توانند حقیقت داشته باشند نیستند، بلکه بخشی از هویت ما هستند. بنابراین زیر سوال بردن آن ها مثل این است که هویت و شخصیت مان را زیر سوال ببریم و این موضوع برایمان بسیار دردناک است.

پس تعجبی ندارد که ما ترجیح می دهیم زمانی که بحث تغییر افکار و پذیرش باورهای تازه به میان می آید سرمان را زیر برف کنیم. افراد زیادی هنوز همان باورهایی را در مورد خودشان دارند که در زمان دبیرستان داشتند. مردان بسیاری فکر می کنند که همچنان برای جلب توجه زنان باید پول زیاد، ماشین مدل بالا و ظاهر شیکی داشته باشند. زنان بسیاری همچنان فکر می کنند که باید برای جلب توجه مردان آرایش بیشتری بکنند، کمی احمق به نظر برسند و یا موجودی وابسته باشند. ممکن است چنین باورهایی در زمان دبیرستان تا حدودی نتیجه می داد، اما آیا همچنان وضع به همان صورت است؟ حقیقت این است که این افراد با چسبیدن به عقاید قدیمی تنها باعث تخریب زندگی عاطفی شان می شود.

باید بپذیرید که در زندگی ممکن است اشتباهات بسیاری مرتکب شوید. در واقع ما اغلب اوقات در رابطه با مسائل مختلف اشتباه می کنیم. در نهایت این توانایی ما در تغییر افکار و باورهای اشتباه است که منجر به موفق شدن و یادگیری بیشتر در زندگی می شود. اما چگونه باید این کار را انجام بدهیم؟ چگونه می توانیم باورهایی که بخشی از هویت مان شده اند را تغییر بدهیم؟

پاسخ این است که «چگونه» ای وجود ندارد. تمام این مسائل تنها در ذهنتان وجود دارد. هیچ راه دیگری جز اینکه از مغزتان کمک بگیرید و از خودتان بپرسید: «چه می شد اگر فلان موضوع درباره ی من درست بود؟» «در آن صورت چه چیزی باید تغییر می کرد» ندارید. باورهایتان را به چالش بکشید و به این فکر کنید که اگر خلاف آن ها را باور داشتید چه تغییراتی در زندگی تان رخ می داد. این تغییر ها را واقعا ایجاد کنید.

ممکن است در ابتدا این موضوع برایتان ترسناک باشد و ذهنتان در برابر این تغییر مقاومت کند. اینجاست که نیاز به تمرین مهارت دارید.

تمرینی پیشنهادی ما این است: روی کاغذی ۲۰ باور زمان حال تان را بنویسید که می توانند اشتباه باشند. عمیق ترین باورها را در رابطه با هویت خودتان به چالش بکشید. هر چه این باورها احساسات بیشتری را در شما درگیر کنند، اهمیت یادداشت کردن و تفکر درباره ی آن ها هم بیشتر است. پس از نوشتن این ۲۰ باور، جلوی هرکدام از آن ها بنویسید که «چه می شد اگر این باوری اشتباه بود؟» و به پاسخ آن عمیقا فکر کنید.

۳- بدون دانستن نتیجه عمل کنید

ما در طول زندگی مان اغلب به صورت تجربی یاد گرفته ایم که هر کاری باید نتیجه ای مشخص در بر داشته باشد. هیچ عدم شفافیتی در گذشته وجود نداشت. ما تکالیفمان را انجام می دادیم چون باید نمره می گرفتیم. اتاقمان را مرتب می کردیم چون پدر و مادرمان از ما خواسته بودند. در محل کار وظایف مان را انجام می دهیم چون در قبال آن پول دریافت می کنیم.

اما زندگی واقعی اینگونه پیش نمی رود. زمانی که تصمیم می گیرید شغل تان را تغییر بدهید، هیچکس نمی تواند شغلی مشخص را به شما معرفی کند که مناسب تان باشد. زمانی که تصمیم می گیرید به شخصی در زندگی تان متعهد شوید، هیچکس نمی تواند بگوید این رابطه تا آخر عمرتان دوام خواهد آورد یا نه. هیچ راهی وجود ندارد که به وسیله ی آن به طور مشخص از درست یا غلط بودن کاری آگاه شویم. در نتیجه گاهی برای روبرو نشدن با این حس عدم قطعیت، از تصمیم گیری اجتناب می کنیم. در نهایت زندگی مان دائما در حالت امن و یکنواخت قبلی باقی می ماند.

برای یافتن معنی زندگی تان، پیدا کردن شریک زندگی مناسب و هر چیز دیگری به دنبال توصیه ی دیگران نباشید. هیچکس جز شما نمی تواند برای زندگی تان نسخه بپیچد. حقیقت این است که باید این عدم قطعیت را بپذیرید و کارها را تنها به خاطر انجام شدنشان انجام بدهید. توانایی انجام کارها بدون انتظار داشتن نتیجه ای مشخص، به شما در گرفتن تصمیمات بزرگ تر در زندگی کمک خواهد کرد. و در کنار این که هزارن بار شکست را تجربه می کنید، به بزرگ ترین موفقیت های زندگی تان دست پیدا خواهید کرد.

از کارهای کوچک شروع کنید. به یک کلاس جدید بروید و برای توجیه آن به دنبال دلایل نباشید. اگر مدت ها است که دوست دارید در کلاس آشپزی یا زبان اسپانیایی ثبت نام کنید، این کار را انجام بدهید. به این فکر نکنید که قرار است در ازای آن چه نتیجه ای بگیرید و به چه چیزی برسید. صرفا انجام بدهید. دست از به دنبال نتیجه بودن بردارید. از اینکه هر کاری را صرفا برای رسیدن به نتیجه ی خاصی انجام بدهید دوری کنید. تنها در این صورت است که می توانید واقعا زندگی کنید و به موفقیت های بزرگی در زندگی تان دست پیدا کنید. به عبارت دیگر، در تلف کردن وقت تان به شیوه ی غیر معمول استاد شوید!

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط خودساخته
بارگذاری در آرشیو مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =

بررسی

چرا نمی‌توانم اراده خود را به کار بگیرم؟

باور کنید، شنبه‌هایِ شروع هیچ‌وقت نمی‌رسند. «شنبه‌های شروع» همان شنبه‌هایی هستند که قرار ا…