صفحه اصلی آرشیو مطالب چگونه کاری را که شروع کردیم، به پایان برسانیم؟

چگونه کاری را که شروع کردیم، به پایان برسانیم؟

5 دقیقه خواندن
۰
2
2,512
به پایان رساندن کارها

واژه ی به تعویق انداختن برای خیلی از ما واژه ای آشنا و بسیار ناخوشایند است. چند بار تا حالا برایتان پیش آمده که کاری را شروع کنید و هیچوقت آن را به اتمام نرسانید؟ خواندن کتابی را شروع کنید و بعد ماه ها آن کتاب روی میزتان بماند بدون اینکه حتی یک ورق دیگر از آن را خوانده باشید؟ از آنجایی که روحیات و انگیزه ی ما انسان ها دایما در حال تغییر است، طبیعی است که بعضی روزها حال و حوصله ی انجام کارهایمان را نداشته باشیم. اما اگر این مساله مدت ها است که به همین صورت ادامه پیدا کرده است، به این معنی است که مشکل جدی تر از این حرف ها است. عدم توانایی در به پایان رساندن کارها مشکلی است که باید به دنبال حل آن باشید

مساله این است که افرادی که کارهایشان را به تعویق می اندازند، لزوما افراد تنبلی نیستند. به تعویق انداختن کارها تحت تاثیر گره های ذهنی ای است که به ما اجازه نمی دهند قدم از قدم برداریم. بنابراین شناخت ریشه ی این دلسرد شدن ها و ادامه ندادن ها در وهله ی اول بسیار مهم است. در این مقاله، جان اکوف، کارآفرین، سخنران و نویسنده ی پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز، بهترین راهکارهای تجربی خودش را برای حل مشکل اهمال کاری و تمام کردن کارهایی که آن ها را شروع کرده ایم، ارایه می دهد.

به پایان رساندن کارها

بر اساس گفته های Jon Acuff ، چگونه کاری را که شروع کرده ایم، به پایان برسانیم؟

راه ساده برای افزایش شانس دستیابی به اهداف تان چیست؟

«رویای بزرگ» دو کلمه ی انگیزشی است که بارها آن را هنگام کشف مسیرتان شنیده اید. اهداف بلند پروازانه و چالش برانگیز، بخش کلیدی در برنامه ریزی آینده تان می باشد. اما آیا اهداف بزرگ، تنها راه رسیدن به آنچه می خواهید انجام دهید، هست؟ چه می شود اگر بگوییم راه رسیدن به اهدافتان این است که آنها را کوچکتر سازید؟

Jon Acuff ، یک کارآفرین، سخنران و نویسنده ی پنج کتاب پرفروش نیویورک تایمز از جمله Start (شروع)، Do Over (بیش از یک بار انجام بده) و آخرین کتابش Finish (پایان) است: به خاطر انجام دادن کار و به پایان رساندن کار به خودت هدیه بده. او در مورد اینکه چگونه کاری را که شروع کرده اید به پایان برسانید، صحبت می کند و مسئله را با اهداف بزرگ ترسناک مودار  یا BHAGs  توضیح می دهد. در این مصاحبه در مورد مسائل مختلفی از از تنظیم اهداف گرفته تا تماشای کمدی صحبت شده است. خود ساخته شما را دعوت به مطالعه این مصاحبه خواندنی می کند.

کوین کروز(Kevin Kruse): امیدوارم که شما داستانی را در مورد زمانی که شکست خورده اید و اینکه چه چیزی از شکست تان یاد گرفته اید را با ما به اشتراک بگذارید.

جان اکوف (Jon Acuff): به نظر می آید که زیاد باشند. دو مورد به ذهنم می رسد، اگر کسی بگوید: «بزرگترین اشتباه کاری ای که در ۱۰ سال اخیر انجام داده اید چه بوده است؟»، من اینطور می گویم که تمرکز و توجه نکردن به ایمیل یک اشتباه خیلی بزرگ است. مانند بسیاری از کارآفرینان، من نیز درگیر رسانه های اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک، اینستاگرام شدم، آنها هوس برانگیز هستند و در طی سال ها یاد گرفتم که ایمیل بیش از موارد بالا اهمیت دارد. بنابراین می گویم که این یک شکست کلی است.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد!  تعریف جالب دکتر Abraham J. Twerski از عشق

شکست خاصی که من داشته ام این بوده است که، من یک رویداد امضای کتاب را در کنار جان مکسول (John Maxwell) برگزار کردم و جان مکسول کسی است که میلیون ها کتاب فروخته است. هیچ کسی در صف من نبود و ۲۰۰ نفر در صف او بودند و این یکی از لحظات تلخی بود که می توان تجربه کرد، «من هنوز راه طولانی ای در پیش دارم».

کروز: فکر کردم که شما می خواستید بگویید که چطور جمعیت او را کنار زدید و آنها را به صف خودتان اضافه کردید.

آکوف: خیر، مردم او بسیار خوب هستند اما بسیار صاف و ساده هستند، مثلا «ما شما را در وبلاگ ها دوست داریم، نه اینکه از شما خرید کنیم». شخصی آمد پشت سر من و من نمی شناختمش، آهسته به پشت من زد و گفت: «۱۰ سال دیگر، پسر. ۱۰ سال دیگر»، و من فکر کردم، «خب، این دلگرم کننده نیست. یک دهه.اوه».

کروز: چقدر جالب است که این دهه نیز به سرعت می گذرد.

آکوف: این افزوده می شود. منظورم این است که این را همیشه به بچه ها می گویند. من نیز مشابه چنین چیزی را برای کسب و کار و یا کارآفرین شدن می گویم. اولین وبلاگ بزرگ من در سال ۲۰۰۸ بود، بنابراین من بعد از ۱۰ سال آن را می بندم. این به معنی ۱۰ سال سخنرانی یا ۱۰ سال نوشتن کتاب نیست بلکه به معنی ۱۰ سال داشتن مکالمه ی آنلاین است.

کروز: آیا بدست آوردن ایمیل ها و اینکه رابطه تان با طرفدارانتان را از طریق ایمیل برقرار می کنید، روش خوبی است؟

آکوف: فکر می کنم دو مورد وجود دارد. یکی این است که نوعی چالش فصلی وجود دارد و من عاشق چالش تابستانی هستم. دریافتم که تلاش برای اینکه مردم در یک خبرنامه ی عمومی ثبت نام کنند، تقریبا غیر ممکن است. این خیلی عمومی و خیلی ساده است، بنابراین آنچه انجام دادم، بزرگترین چیزی که  در ۶ ماه اخیر انجام دادم، شناسایی مخاطبان و نیازهای آنها و شناسایی نقاط قوت خودم بود و اینکه اینها چه همپوشانی ای با هم دارند و بنابراین یک لیست ویژه از ایمیل ها را تهیه کردم. آنگاه گفتم: «اگرشما یک نویسنده هستی، من هم هستم!ایده هایی در مورد نوشتن دارم. هفته ای یک بار آنها را به اشتراک خواهم گذاشت. در لیست نویسندگان من ثبت نام کنید.» یا «هی، اگر شما یک سخنران عمومی هستی، پس من هم هستم.»

«هی، شما پدر و مادر هستید.» «شما در کار سلامتی و بهبود هستید.» «شما یک کارآفرین هستید.» و بنابراین من ۵ لیست مختلف را ایجاد کردم. و واقعا جالب است زیرا آنچه انجام می دهید را به مخاطبانتان می گویید، «هی، اگر رنگ قرمز را دوست داری، دستت را بالا بگیر.» آنگاه آنها دستشان را بالا می گیرند و شما ادامه می دهی، «بسیار خب، می خواهم هفته ای یکبار در مورد قرمز ایده ای به شما بدهم.» و این هرگز ناراحت کننده نیست. من می توانم در مورد پیچیدگی سخنرانی عمومی صحبت کنم و می دانم که آنها می خواهند بدانند. «بله، بله، این چیزی است که من دوست دارم. متشکرم که من را حمایت می کنید.» این یک چیز ساده ساده است، اما سالها طول کشید تا به آنجا برسم.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد!  عصبی شدن به موفقیت ما کمک می کند - دارن هاردی

کروز: نام کتاب جدید شما Finish (پایان) است: برای کاری که پایان رساندی، به خودت هدیه بده. چطور این کار را کردید؟ چرا تصمیم گرفتید چنین موضوعی را بنویسید.

آکوف: خب چند سال پیش کتابی به نام Start (شروع) را منتشر کردم. آن در مورد چگونگی شروع اهداف و بلند شدن از روی نیمکت بود. من به چیزهایی اعتقاد داشتم که اکثر مردم به آن اعتقاد دارند، «با شروع خوب، نصف کار انجام شده است.» «سخت ترین قسمت هر سفر، قدم اول آن است.» و بنابراین فکر کردم اگر می توانستم راه درست شروع را به مردم نشان دهم، کمک بزرگی به آنها کرده ام. اما چیزی که اتفاق می افتد این است که در طی سال ها، مردم به سمت من می آیند و می گویند: «هی، کتابت را دوست دارم اما من هیچ مشکلی با شروع نداشتم. چطور می توانم آن را به پایان برسانم؟»

و فهمیدم که جوابی برای آن ندارم، اما به این یکی احتیاج داشتم زیرا در زندگی شخصی ام، چیزی را به خوبی به پایان نرسانده ام. من کتاب هایی را که می خوانم به پایان نمی رسانم، رژیم ها را به پایان نرسانده ام و به طور آماری، طبق گفته دانشگاه اسکرانتون، ۹۲ درصد از تصمیمات نیویورک تایمز با شکست مواجه شده است، و بنابراین من نیاز مبرمی را هم در زندگی شخصی خودم و هم در زندگی دیگران حس کردم و گفتم: «بگذارید من این را حل کنم» و این نوعی شروع من در این راه بود.

کروز: زمانی که شروع به تحقیق در مورد این موضوع کردید، چه چیزهایی یاد گرفتید؟

آکوف: من می خواستم که فراتر از یک سنت باشم، «من آدمی در اینترنت هستم، به آنچه می گویم درست است، اعتماد کنید.» اکثر کارشناسان توصیه می کنند که آنچه به صورت آنلاین می بینیم جنبه داستانسرایی دارد و این تجربه ی زندگی شخصی خودم است. من گذشته ام را بررسی کردم و با قدم هایی که برنداشتم به جلو رفتم اما شاید شما باید آن قدم ها را بردارید و من همان چیز را که بر من اتفاق افتاد و باید برای شما اتفاق بیفتد را تضمین می کنم. من فکر می کنم که این یک توصیه ی ساده است و بنابراین من مطالعه ای را در دانشگاه ممفیس و همراه یک محقق در آنجا انجام دادم و تقریبا ۹۰۰ نفر را مورد بررسی قرار دادیم. بیشتر مطالعات ۱۰۰ یا شاید ۱۵۰ نفر را مورد بررسی قرار داده بودند، و ما بیش از شش ماه بر روی تعداد افرادی بیش از حد معمول بررسی انجام دادیم. می توانم بگویم که یکی از بزرگترین شگفتی ها این بود که اهداف کوچک ۶۳% موفق تر از اهداف دیوانه کننده ی بزرگ BHAGs بودند.

زمانی که شما به دنبال یک قاده ی کلی می گردید، در حقیقت به دنبال یک تغییر ۵ درصدی هستید. شما به دنبال یک تغییر ده درصدی هستید اما واقعیت زمانی است که می گویید: «هدف، ماه است، زیرا حتی اگر شکست بخورید، شما در میان ستاره ها فرود خواهید آمد.» این چیزی نیست که در زندگی رخ می دهد. مردم زمانی که شکست می خورند، آن را رها می کنند. مسئله این است که ما با معیار شکست/پیروزی قضاوت می کنیم، آن گاه اگر بخواهم ۱۰ پوند از دست بدهم و هشت پوند از دست می دهم، در هر دو صورت خود را شکست خورده می بینم و آن را رها می کنم. بنابراین ایده داشتن اهداف دیوانه وار از همان شروع، افراد را عاجز و ناتوان می کند.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد!  چگونه از تصمیم های بد اجتناب کنیم؟
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط خودساخته
بارگذاری در آرشیو مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

تکنیک روانشناسی – قدرت حل مسائل مختلف زندگی

کسب مهارت حل مسئله برای رویارویی با مسائل و مشکلات ضروری است. همانطور که در اطراف خود می ب…