مقالهموفقیت در کسب و کاروبلاگ

چطور بیل گیتس اسطوره رهبری شد؟

اشتراک گذاری این مطالب در:

پیگیری علائق

بیل گیتس وقتی جوون بود و بیشتر زمانش رو صرف یادگیری زبان‌های برنامه‌نویسی میکرد، توسط کامپیوترها محسور شده بود. اگرچه یه دانشجوی نمونه نبود، گیتس تصمیم گرفت که بره دنبال چیزی که بهش علاقه داره. باعث پیشرفت‌هایی در کامپیوتر مانند زبان برنامه‌نویسی BASIC و بعدتر، برنامه MS-DOS برای IBM  شد. چیزی نگذشته بود که علاقه‌ش به کامپیوتر زمینه‌ساز ایجاد مایکروسافت شد.

اگه قراره کاری کاری بکنید، مطمئن بشید چیزیه که شما واقعا علاقه به انجامش دارید. درگیر کاری که علاقع‌ای بهش ندارید نشید.

تصور اینکه یه استراتژی درست بکنید یا به عنوان یه مدیر بقیه رو تحت تاثیر قرار بدید اونم توی یه صنعتی که علاقه شما رو ارضا نکنه سخته. اگه فقط به خاطر پولش دارید این کار رو میکنید، بعدا خودش رو بروز میده. با این حال، وقتی کاری رو انجام میدید که دوستش دارید ، هر روز ازش لذت میبرید و میخواید که به سر کار برید، همینطور احتمال اینکه موفق بشید هم بیشتره.

کار کردن بدون خستگی

گیتس میدونست که موفقیت یه شبه اتفاق نمیوفته و نخواهد افتاد و کلی کار سخت باید انجام بده. با این علاقه زیاد، اون سال‌ها توی گاراژش توسعه میداد، کد میزد و برنامه‌نویسی میکرد و یاد میگرفت چطور یه راه حل رو پیاده‌سازی بکنه. این مساله ازش ساعت‌های زیادی وقت برد.

وقتی یه رهبر به جایی میرسه تازه آستین‌هاشو بالا میزنه چرا که موفقیت فقط فکر کردن به یه ایده خوب نیست. رهبری نیاز به عمل و علاقه به تلاش برای تبدیل اون ایده به یه ماشین درآمد پایدار داره. حتا بعد از اینکه مایکروسافت شروع به بدست آوردن موفقیت کرد، گیتس روز ها و شب‌های طولانی روی فهمیدن مخاطبان مقصد و توسعه محصولاتی که به درد کسب و کارشون بخوره، برای تحصیل خوب باشه و نیازهای مصرفی صرف کرد.

نگاه رو به جلو

مهم نیست چه اتفاقی بیوفته، یه رهبر افسانه‌ای به آینده نگاه میکنه، بدون ترس از موانع و مشکلات در راه. با وجود موفقیت فوق‌العاده گیتس، باید با قانون anti-trust که ادعا میکرد مایکروسافت انحصاری‌ست کنار می‌آمد. در سال ۲۰۱۱، بعد از ۲۱ سال دعوای حقوقی، بعد از کلی تهدید به تعطیل کردن کمپانی، مختومه اعلام شد. در طی دعوا، گیتس ترجیح داد به جای گیر کردن در چالش فعلی، روی آینده تمرکز کند. من پیشنهاد میکنم جلوتر از روند باشید نه اینکه پشت اون باشید.

تحول دائمی

گیتس هیچوقت کسی نبود که به موفقیت‌هایی که بهشون دست پیدا کرده راضی بشه. همونطور که خودش اشاره میکنه، “خوبه که موفقیت رو جشن بگیریم، اما مهمتره که بو درس‌هایی که از شکست‌ها گرفتیم توجه کنیم.” اون همینطور به بقیه یادآوری کرد: “بیشتر مشتری‌های ناراضی شما بهترین منابع یادگیری شما هستن.”

گیتس هیچوقت اجازه نمیده که تیم مایکروسافت از خودشون راضی بشن، حتا وقتی که بیشتر سهم بازار رو در اختیار دارن و درآمدهای چند میلیارد دلاری دارن.

رهبر نباید یه گوشه بایسته، باید پر انرژی باشه. گیتس با فهمیدن نیازهای بازار به یه اسطوره تبدیل شد. اون همیشه میدونست که نیازها و خواسته‌های مشتریا در حال تغییره. گیتس میدونست که مایکروسافت، برای اینکه همچنان در صدر باقی بمونه باید دست به تغییراتی تو خودش بزنه، حرکت از نرم افزارهای محیط کار به سمت مرورگر وب و راه حل های تجاری جدید. اون باعث ایجاد تنوع توی محصولات مایکروسافت کرد و تبدیل به فرهنگ سازمان‌ها شد.

همونطور که گیتس میگه، “ما تغییراتی که توی دوسال آینده اتفاق میوفتن رو دست بالا گرفتیم و تغییراتی که توی ده سال آینده اتفاق میوفته رو دست کم گرفتیم. به خودتون اجازه ندید که تنبل بشید.

کمک به دیگران با بازگرداندن پول به جامعه

یک رهبر قابل تحسین مسئول کمک به دیگران با راهنمایی کردنشون به راه درست، انتقال دانش و تجریه، و حتا تامین منابع مورد نیاز که کار یا زندگی بقیه رو بهبود میبخشه هست. گیتس همیشه روش فداکارانه برای رهبریش داره، همیشه زمان و وقت قابل توجهی رو صرف فعالیت‌های خیرخواهانه میکنه، در مقابل، به عنوان رهبر، خیلی از کارش خوشحال میشه چون میدونه با این کارش موجب به وجود اومدن رهبرهای آینده میشه که میتونن کره زمین رو در آینده متحول کنن.

بنیاد بیل و ملیندا گیتس تابه حال میلیاردها دلار صرف فعالیت‌های خیرخواهانه در سراسر دنیا کردن و تغییرات زیادی توی زندگی کودکان و نوجوانان گذاشتن. این سطح از بخشندگی نشون دهنده شخصیت بیل گیتس و مسئولیت پذیری اجتماعیش به عنوان یه شهروند جهانیه. همینطور نشون میده که تلاشش برای راه حل‌ها و بهبود زندگی فراتر از تولید سرمایه مالی هست. درعوض، درباره هدایت تغییرات عظیم در دنیاست. وضعیت افسانه‌ای اون درحال حاضر بیشتر درمورد کارهایی هست که در سطح جامعه کرده تا کارهایی که توی کسب و کار کرده. همونطور که گیتس میگه، “همونطور که به قرن آینده نگاه میکنیم، رهبر آینده کسیه که به دیگران قدرت ببخشه”.

درس‌هایی که باید یاد گرفت

رهبرها همیشه به عنوان افرادی که از پایه با بقیه فرق دارن دیده میشن. مردم زیادی هستن که باهوشن، جاه طلبن و برون گرا هستن. با این حال، فراتر از این عناصره که ممکنه بخشی از DNA افراد باشه.

برای گیتس، والدینش تشویقش کردن که مستقل فکر کنه و نظام ارزشی براش ایجاد کردن که توی اون تشویق میکرد به کار سخت کردن، رعایت اصول اخلاقی، توجه به دیگران و عزم. گیتس طوری چهارچوب رو طی کرد که بر اساس دانش حرفه‌ای که براش زحمت کشده، هوش هیجانی که خودش توسعه داده، علاقه‌ای که به صنعت و جامعه‌ها تولید کرده، ایده‌های رویایی که داشته و روشون وقت صرف کرده، شبکه‌های اجتماعی که درست کرده تا با دیگران به تبادل اطلاعات بپردازه و توان شخصی که به دیگران داده،  روال افسانه شدن رو طی کرده.

شکل مدیریت بیل گیتس، بعضی مواقع به عنوان یه تحول توصیف میشه و به عنوان یه مدل برای بسیاری از کارآفرینان امروز که علاقه و تمرکز زیادی یه کاری که میکنن دارن استفاده میشه. گیتس یه مدل فوق‌العاده داره که نشون میده چطور یه تحول توی موجودیت‌های اطراف میتونه باعث بشه یه رهبر موفق بشه، همینطور ثابت میکنه روح هر انسان، که در عین یکتا بودن متاثر از والدین و مربیانه میتونه نقش اساسی توی رشد فردی و اسطوره شدن داشته باشه.

مطالب پیشرفته تر:

3 راهکار برای برخورد با کارمندان منفی گرا

برچسب‌ها: , , , , , ,
مقالات پیشنهاد شده

ما عاشق خواندن نظرات شما هستیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست